دوقلوهای خاله مری
بالاخره 2 قلوهای خاله مری هم به جمع شما پیوست، 20 خرداد 1392 به دنیا اومدن و من و یاسمین جونم چند روز پیش رفتیم دیدنشون ، خدای بزرگ خیلی ناز بودن، تا حالا دو قلویی که شبیه هم نباشن ندیده بودم، قدرت خداست دیگه، این دو عسل اصلا شبیه هم نبودن یکشون شبیه مامانش بود یکیشون شبیه باباش، خدا حفظشون کنه... عکس زیر مروا خانم هستن خوشگل خوشگلا عکس زیر آوا خانم هستن خوشگل خوشگلا دو تا دوقلوی نازنین دوستای جدید یاسمین جونم هستن ماشاالله ...
خیلی دوست دارم دخملم
عزیز دل مامان دلم خیلی تنگ میشه برات، یه لحظه هم نمی تونم ازت دور بشم، خدا رو شکر مدیر مامانی قبول کرد که 6 ماه دیگه از دورکاری استفاده کنم، 6 ماه دیگه می تونم هر روز پیشت باشم، قربون شکل ماهت بشم دوست دارم خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی زیـــــاد ، آخه خیلی شیرینی دوست داشتنی........................................ این عکس تو باغ بابایی ازت گرفتم عاشق آب بازی، مامان بهی هم برات همه کار می کنه می گه بچه م هر کار دوست داره باید انجام بده...... آخه یه بچه جقدر می تونه با نمک باشه من نمی دونم از تو یخچال چی می خوای وقتی در یخچال و باز می کنم با سرعت ان کیلومتر خودتو می روسنی تا تو یخچال سرک بکشی الان که دارم برات می نویس...
راه افتادن یاسمین
امروز روز قشنگیه، چون شما امروز به تنهایی 5 قدم برداشتی، یعنی دیگه داری راه می افتی! خیلی هیجان زده شده بودم می دونی چرا، چون داشتم ازت فیلم می گرفتم تونستم از راه رفتنت هم فیلم بگیرم، همیشه فکر می کردم که وقتی اولین قدمهاتو به تنهایی خودت بر می داری آیا می تونم این لحظه رو برات ثبت کنم، که موفق شدم. خیلی لحظه قشنگی بود. خیلی دوست دارم عزیزم. دیروز هم که نتایج اولیه این جشنواره را اعلام کردن شما نفر 54 شده بودی که کلی تو ذوق بابایی خورده بود که من این همه براش اس ام اس زدم، بچه من باید اول بشه. نتایج نهایی 18 مرداد اعلام می شه که امیدواریم شما امتیاز خوبی بگیری. اداره مامانی هم بالاخره محلش عوض شد، بالاخره از اون محله پر سر و صدا راهت شد...
شرکت در جشنواره نی نی وبلاگ
عزیز نازنینم 2 روز مریض شدی و من اصلاً حالم خوب نیست، چند روزی بود می خواستم یه عکس قشنگ ازت بگیرم تا توی این جشنواره شرکت کنی، بالاخره خاله فهیمه یه عکس خوشگل ازت گرفت من هم فرستادم تا توی جشنواره شرکت کنی. امیدوارم که برنده این مسابقه شما باشین عزیزم همه دوستان یاسمین لطفاً بهش رای بدین کد 354 ...
خونه خاله فهیمه برای اولین بار
خیلی بامزه ای و شیطون ، می دونی که کی خیلی دوست داره و کی الکی می گه دوست داره، عاشق خاله فهیمه شده بودی، کلی شیرین کاری براش کردی، با حرکاتت بهش می گفتی که به من توجه کن، من دارم برات دست می زنم، خاله فهیمه هم شما رو خیلی دوست داره، الان دارم با لب تاب خاله فهیمه تو وبلاگت می نویسم، اینم عکس های داغ داغ که الان از شما گرفتیم. ...
نویسنده :
مامان مژی
17:22
شیرین کاریهای یاسمین
عزیزم ، دختر قشنگم دیگه داری حسابی خانم می شی، اینقدر شیرین شدی که هیچ کس نمی تونه یک لحظه ازت دل بکنه، شما ماشاالله قدمت برای مسافرت خیلی خوب بوده، ددری هم شدی، اوایل خرداد ماه دوباره 3 روزی رفتیم کیش، بردمت کنار ساحل و کلی حال کردی، اونجا پلاژ بانوان بود و من نمی تونستم از اون لحظه ها برات عکس بگیرم، ولی اینقدر دوست پیدا کردی ، که همه می گفتن چه نی نی قشنگی دارین، خوش به حالتون. اونجا نزاشتم زیر آفتاب باشی ولی شما هم کمی برنزه شده بودی. از کیش که برگشتیم رفتیم باغ بابایی 4 روزی هم اونجا بودیم. اونجا هم خیلی خوش گذشت. چند تا عکس قشنگ از این مدت دارم که برات می زارم عزیزم. اینم عکس شما با امیرمهدی موقع برگشت از کیش ...
آش دندونی یاسمین خانم
رسم قشنگی وقتی یه نی نی کوچولو اولین دندونش پیدا می شه براش آش درست می کنن، اونم چه آشی، من که مدت ها بود منتظر بودم تا اولین دندون دخترم بیرون بیاد تا براش آش درست کنم اونم با سلیقه خودم ، دوست دارم این موضوع را برای همه به اشتراک بزارم تا شاید کسی دوست داشته باشه مثل من آش درست کنه، ولی نمی دونم چرا وقتی این آشو درست می کنن به خود بچه نمی دن تا بخوره ، ولی من از این آش به دختر کوچولوی خودم هم دادم.نوش جانت عزیزم خیلی خوشش اومده بود البته از لعاب آش بهش دادم. برای تزئین آش هم خودم این برچسب ها را طراحی کردم و روی کاغذ پرینت رنگی گرفتم و روی کاسه های چسباندم. خیلی قشنگ شده بود. هرکی این آشو خورد زنگ زد کلی تعریف و تمجید از...










